برای پسرم
سلام فسقل مامان خوبی نفسم؟؟؟
پسر کوچولوی من الهی قربونت برم ماشالله چه زوری داری مامانی... دیگه داری از تو شکمم سوراخم میکنیااا.. باورم نمیشه توی کوچولوی فسقلی اینقدر قوی باشی.. ماشالله به پسرم قند عسلم 
خوشگلم امروز با تاریخ آخرین سونویی که دادم 32 هفته و 5 روزمه و با تاریخ آخرین رگل 34 هفته و یک روز. نمیدونم کدومشو باور کنم و با کدومش پیش برم ولی امیدوارم شما رشدت خوب باشه و روز به روز تپلی تر بشی فدات شم... 3 شنبه همین هفته هم قراره برم سونو و ببینمت دل تو دلم نیست. امیدوارم وزنت و همه چیت نرمال باشه و تاریخ سونو به تاریخ رگل نزدیک تر بشه. قراره بابا دوربین بیاره تا از حرکاتت فیلم بگیره...
خدا رو شکر فعلا اوضاع آرومه.. دردای کوچیک دارم اما دکتر گفت تا شدید نشده خطری نداره و من به خاطر شما همشو تحمل میکنم. گاهی تکونات چنان شدید و محکم میشه میترسم خدای نکرده کیسه آبتو پاره کنی و بپری بیرون. پسرم شیطونی نکنیااا دیگه چیز زیادی نمونده بیشترشو گذروندیم 
حالا میخوام چند تا متن زیبا که پیدا کردم برات بنویسم تا وقتی بزرگ شدی اینارو بخونی..
کوتاه کردن چمن باغچه پنج دلار!
مرتب کردن اتاق خوابم یک دلار!
مراقبت از برادر کوچکم سه دلار!
بیرون بردن سطل زباله دو دلار!
نمره ریاضی خوبی که امروز گرفتم شش دلار!
جمع بدهی شما به من: هجده دلار!!!
...
همسرم رادیدم که به چشمان منتظر پسرمان نگاهی کرد.چند لحظه خاطراتش رامرور کرد.سپس قلم رابرداشت وپشت برگه صورتحساب او این عبارت را نوشت:
بابت نه ماه بارداری که در وجودم رشد کردی، هیچ .
بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم وبرایت دعا کردم،هیچ.
بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی،هیچ.
بابت غذا،نظافت تو واسباب بازی هایت،هیچ
واگر تمام این ها راجمع بزنی،خواهی دید که هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است.
وقتی پسرمان انچه راکه مادرش نوشته بود خواند،چشمانش پراز اشک شد ودر حالی که به چشمان مادرش نگاه میکرد،گفت:
مامان...........دوستت دارم.
انگاه قلم رابرداشت وزیر صورتحساب نوشت: قبلا به طور کامل پرداخت شده.
*یک لحظه عشق واقعی ،ارزشی والاتر از تمام مادیات دنیارادارد.ایا برای لحظه ای عاشقانه،جواب زحمات وهزینه عشق واقعی مادرمان راپرداخته ایم.پس همین الان که این داستان کوتاه را خواندی،هزینه ی عشق بی چون وچرای مادر راکه با تمام وجود برای وجود تو خرج کرده است،حتی اگر برای یک لحظه هم که شده بپرداز،شاید دیگر فردایی وجود نداشته باشد
حالا با حسی متفاوت صبحها که بیدار میشوم به تو سلام میگویم و راجع به احساسام با تو حرف میزنم. وقتی درون من جا به جا میشوی، وقتی تکان خوردنهایت را حس میکنم و قربان صدقهات میروم و میگویم دوستت دارم تو میشنوی و با تکانی دیگر جوابم را میدهی. راستاش را بخواهی من و پدرت حرفها برایت داریم. میخواهیم بگوییم چه قدر منتظر آمدنات هستیم. از وقتی متوجه شدم، تو صدای ما را میشنوی، حتی در انتخاب موسیقی که گوش میدهم و یا مکانی که میروم و صداهای خاصی دارد، حساس شدهام و میدانم که تنها نیستم و گوشهای کوچولوی تو هم میشنوند.
در عجبم چرا مادرها با جنین خود حرف نمیزنند؟
من هر روز با تو حرف میزنم و میدانم که صدای مرا میشنوی و برای همین میخواهم بارها و بارها بگویم که دوستت دارم. تو با این تکان خوردنهایت رنگی دیگر به دنیای تاریک من دادی. ای کاش میتوانستم هر چه زودتر ببینمات و بتوانم چهره زیبایت را ببینم.
کودک من پا به دنیا مینهد
آن زمان بر من خدای مهربان
نام شور انگیز مادر مینهد
آن زمان طفل قشنگم بیخیال
در میان بسترش خوابیده است
بوی او چون عطر پاک یاس ها
در مشام جان من پیچیده است
آن زمان دیگر وجودم مو به مو
بسته با هستی طفلم میشود
آن زمان در هر رگ من جای خون
مهر او در تار و پودم میشود
میفشارم پیکرش را در برم
گویمش چشمان خود را باز کن
همچو عشق پاک من جاوید باش
در کنارم زندگی آغاز کن
میگشاید نور چشمم دیدگان
بوسه ها از مهر بر رویش میزنم
گویمش آهسته ای طفل عزیز
میپرستم من ترا مادر منم.
— پروین صداقت زاده
مادر جان!
می دانم که خیلی کار داری
می دانم که خیلی خسته ای
اما من می گریم
چون تو را می خواهم
هول نشو!
دل درد ندارم
جایم خیس نیست
گرسنه ام نیست
ولی فقط تو را می خواهم
تو می اندیشی که من شاید نفهمم
ولی لحظه ای به چشمانم بنگر
چی می بینی؟
فقط عشق
فقط می خواهم تو در کنارم باشی
می دانم که خیلی کار داری
ولی تو خواستی که من بیایم
پس لحظه ای در کنارم بنشین
که بهترین بهانه ی آرامشم هستی
باور نداری؟
لبخندم را ببین!
عزیز من ...
خوشحال بودم که نصف جامو بهت داده بودم
یک جای مجانی با تمام امکانات
تو هم مستاجر خوبی بودی ، ساکت و آرام
بعضی وقت ها
از سر دوستی ، تلنگری به دیوار می زدی
آره ، من میشنیدم
داشتی بزرگ می شدی
بار و بندیل سفر را می بستی
آخ که چقدر دلم برای آن لحظه ی شیرین بی تاب بود
آن لحظه که تو بیایی و ...
دلبندم
عشقم
عمرم
بی تو من هيچم-با تو سر تا پا عشقم
با لبخندت لبانم خندان-با گريه ات چشمانم گريان
بخند،بخند کودکم که خنده ات زيباست
بخند،بخند کودکم که وقت برای گريه بسيارست.....



برای پسرم
