آرسامآرسام، تا این لحظه: 13 سال و 8 روز سن داره

شازده کوچولوی من آرسام

من مصی هستم مامانِ آرسام به وبلاگ من و پسرم خوش اومدين

نامه ای برای پسرم

1392/6/2 12:10
نویسنده : maman masi
780 بازدید
اشتراک گذاری

پسرم! پسر خوبم!!

 

میدونم که توام یه روزی عاشق میشی و میای وایمیستی جلوی منو بابات و از دخترکی میگی که عاشقشی و دوسش داری!این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق.. که تو حاصل عشقی...

 

پسرم!!

 

مامانت برای تو حرفایی داره. حرفایی که به درد روزای عاشقیت میخوره. عزیز دلم... یه وقتایی زن رابطه بی حوصله و اخموست. روزایی میرسه که بهونه میگیره... بد قلقی میکنه و حتی اسمتو صدا میکنه و تو به جای جانم همیشگی میگی بله و اون میزنه زیر گریه....

 

زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم.. موجوداتی که میتونی با محبت آرومشون کنی و با بی توجهیت از پا درشون بیاری.. باید برای اینجور وقتها آماده باشی..باید بلد باشی.. باید یاد بگیری که نازشو بکشی..

 

عزیزم.. پسر مغرور و دوست داشتنی من!!

 

ناز کشیدن شاید کار مسخره ای باشه اما باید یاد بگیری. زن ها به شدت و به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره.. میدونی این ویزگی یک زنه. گاهی غصه ها مجبورش میکنن به گریه. خیلی پاپیچ دلیل گریش نشو...

 

همیشه نیازی نیست دنبال دلیل و چراش باشی تا بخوای راه حلشو بهش نشون بدی.. گاهی باید بشنویش. بزاری توی بغلت گریه کنه و بعد فقط دستشو بگیری و ببریش بیرون پیاده روی و بهش بگی چقدر دوسش داری و براش ارزش قائلی...ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی...

 

یاد بگیر با مردونگیت غصه هاشو آب کن نه اینکه با غصه آبش کنی....

 

اگه هم پای فاصله درمیونه کافیه نازش کنی.. بهش زنگ بزنی و باهاش حرف بزنی... اگه باز هم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو باز هم صداش کن.. عاشقانه صداش کن حتی اگه واقعا خسته ای.. بهت قول میدم درست اون لحظه ای که فکر میکنی که این صدا کردنا فایده ای نداره و نمیخواد حرف بزنه و میخواد تنها باشه بر میگرده تو آغوشت و خودشو رها میکنه... 

 

زن ها هیچوقت  این لحظه که پاش وایستادی رو فراموش نمیکنن و همه انرزی که براش گذاشتی رو بهت برمیگردونن...

 

پسرم...

 

این روزها که مینویسم تو در درونم در حال بزرگ شدن هستی و من روزی مادر میشم.. مادر تو

 

و خداوند نگهبانمان باد........

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

هنگامه
2 شهریور 92 12:15
وای چقدر متنت قشنگ بود .
مسی جون(دوست داشتم اسمت رو میدونستم ولی خب ...) قدر این دوران رو با تمام سختیها و دلهره ها و استراحت مطلقاش بدون که واقعا تکرار نشدنیه و تا جاییکه میتونی از تکوناش فیلم بگیر و هفته آخر عکس آتلیه ای یادت نره .
من بانک خون رو به همه توصیه میکنم چون خودم توی شرایطش بودم و دیدم چقدر اثربخشه و واقعا بانک سلامتیه کوچولوهامونه .


سلام عزیزم خیلی خوش اومدین به وبلاگ پسرم. ممنون که وقت گذاشتین و مطالبشو خوندین. ایشالا حتما این کارارو میکنم اگه خدا بخواد. راستی میشه راجب بانک خون بیشتر توضیح بدین؟؟؟ من اطلاعی ندارم چجوریه؟؟
اسمم معصومه هست عزیز

حسام
1 بهمن 92 16:43
سلام عزیزم واقعا گل گفتی .....امیدوارم به سلامت بار شیشتو زمین بذاری
maman masi
پاسخ
سلام مرسی عزیز پسر من الان 3 ماهشه